پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - نشانههاي گفتمان اسلامي جديد - مسیری عبدالوهاب
نشانههاي گفتمان اسلامي جديد
مسیری عبدالوهاب
ميتوان سطوح گفتمان اسلامي را چنين طبقه بندي كرد:
١. گفتماني كه هم زمان با ورود استعمار به جهان اسلام سر برآوردو ميكوشيدتا از موضعي اسلامي با دو پديدهي نوسازي و استعمار روبه رو شود. اين گفتمان تا نيمهي دههي شصت چيرگي داشت و ما آن را گفتمان اسلامي قديم ميناميم.
٢. گفتمان حاشيهيي كه در نيمه دههي شصت به تدريج نشانه هايش آشكار شد و ما آن را گفتمان اسلامي جديد ميخوانيم.
اختلاف اين دو گفتمان در موضع آنها در برابر نوگرايي غربي است. در كناراين طبقه بندي دو گانه ـ كه بر اساس مراحل تاريخي است ـ طبقه بندي سه گانهيي بر اساس حاملان گفتمان نيز سودمند مينمايد. اين طبقه بندي عبارت است از:
١. گفتمان مردمي
گفتماني است كه حجم وسيعي از مسلمانان را در برگرفت. آنها به طور فطري دريافته بودند كه فرايند نوگرايي و سكولاريزم و جهاني شدن هيچ خير وصلاحي ندارد و در حقيقت غرب زدگي است، اين فرايند ميراث ديني و فرهنگي اش را از او ميگيرد و در مقابل سلطهي استعمار خارجي و شكاف طبقاتي داخل را تشديد ميكند. اين گروه از مردم ميكوشند به اسلام ـ كه خوب آن را ميشناسند ـ تمسك جويند تا خداوند راه رهايي را به آنها بنماياند. دست مايهي حركت اين مسلمانان ميراث اسلامي است. اينان در كنار تكيه به ميراث اسلامي، دو كار عمده انجام ميدهند:
الف) وارد آوردن ضربههاي بي رحمانه بر اشكال غرب زدگي افراطي و تهاجم استعمارگران؛
ب) پيگيري كردار نيك فردي و اجتماعي مانند دادن صدقات، تاسيس مساجد و بيمارستانها و مدارس.
گفتمان مردمي گاه درقالب اقدامات خشونت بار اجتماعي نيز رخ مينمايد. اين گفتمان، در درجه نخست ،فقرا را در بر ميگيرد؛ اما ثروتمندان را نيز جذب ميكند؛ ثروت منداني كه اهميت ميراث ارزشي و تمدني را درك ميكنند و تباهي آن را تباهي همه چيز ميدانند.
٢. گفتمان سياسي
گفتمان اعضاي طبقهي متوسط مانند پيشه وران و دانشگاهيان و دانشجويان و بازرگاناني است كه در جهت حمايت از امت، لزوم كار سياسي را احساس ميكنند. اينان دريافتهاند فعاليت سياسي تنها راه رسيدن به اين هدف است. از اين رو خود را در قالب دسته بنديهاي سياسي خشونت گريز سازمان دادهاند. اين تشكلها، در درون خود، سازمان جوانان و مؤسسات تربيتي دارند و برخي از پرچم داران آن براي دست يابي به قدرت ميكوشند. پس از سال ١٩٦٥ ميلادي، افكار عمومي به فعاليت در محدودهي خطوط مشروع و رسمي گرايش يافت. گويا حاملان اين گفتمان تنها به حوزهي سياسي و تربيتي اهتمام ميورزند.
٣. گفتمان فكري
گفتماني است كه به صورت اساسي با بعد تئوريك فكري در درون حركت اسلامي ارتباط دارد.
منظور از تقسيم سه گانهي ياد شده، منفصل دانستن اين سطوح گفتماني از يكديگر نيست؛ زيرا دو گفتار مردمي و سياسي و نير دو گفتمان سياسي و فكري با هم تداخل دارند و به رغم انفصال گفتمان مردمي از گفتمان فكري، اين دو، از طريق گفتمان سياسي با هم در ميآميزند. البته هر چند سطوح سه گانهي گفتمان اسلامي معاصر وحدت دارند؛به لحاظ تحليلي بهتر است هر يك را مستقل فرض كنيم . طبعا" هر حركت فكري و سياسي بايد در دورهيي فعاليتش را متوقف كند و به بازنگري و بازسازي روي آورد تا دست آوردهايش را تكامل و برنامه هايش را تعميق بخشد.